۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

یه خبر خوب

خوب چه خبری بهتر از اینکه مرجان عزیزم passport request براش اومد. و این یعنی یه ok بزرگ قطعی. امیدوارم همیشه خوش باشه.
ما  23 آوریل مدارکی رو که خواسته بودن فرستادیم. و 26 آوریل رسید دفتر ویزا در لندن. نمی دونم حالا بعدش چی می خواد بشه. امیدوارم که با این همه تغییر و تحولی که داره اتفاق میافته ،  یهو نظرشون عوض نشه. نمی شه هیچی رو پیش بینی کرد. و البته این اصلا خوب نیست. یعنی استرس بیشتر و بیشتر...
راستش انرژی نداشتم همش رو بنویسم ، همینقدر بگم که تو پروسه تمدید پاسپورت ، اینقدر اذیت شدم که به خودم قول دادم هر طور شده برم. اما اگه ویزا ندن کجا میشه رفت؟؟؟
فعلا تا بعد

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

لاله جان ممنون از اینکه با همه گرفتاریات به من سر زدی

۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

خبر خبر خبر

سلاام
بلاخره یه خبرهایی شد اما انقدر مشغول بودم که فرصت نمی کردم بیام و بنویسم. ok برمی گردیم به 16 اسفند 1390:

خسته شده بودم از بی خبری ، با تشویق دوستم مرجان تصمیم گرفتم یه ایمیل بزنم به دفتر مهاجرت کانادا در لندن. 26 اسفند جواب زیرو دریافت کردم:

ما در تاریخ 22 دسامبر 2011 نامه ای برای شما فرستادیم مبنی بر لزوم فرستادن مجدد یه سری مدارک از جمله عدم سو پیشینه ایران و دبی ، نامه تمکن مالی و ... دو ماه برای فرستادن این مدارک وقت داشتین که تموم شده. به همین خاطر ما با فرض اینکه شما پست رو دریافت نکردین یک ماه دیگه به شما وقت میدیم. (مرده شور پست ایران هنوز هم هیچی به دستم نرسیده )
خوب وقتی این ایمیل رو گرفتم 13 روز از یک ماه گذشته بود ، 26 اسفند بود ، پاسپورت من فقط سه ماه وقت داشت، تعطیلات نوروز در پیش بود. باید پاسپورت رو تمدید می کردم. می رفتم دوبی عدم سو پیشینه می گرفتم. مدارک فارسیمو به انگلیسی ترجمه می کردم... توی 17 روز عمرا نمی شد . ازشون درخواست وقت اضافه کردم . یک ماه دیگه وقت دادن خدا رو شکر. میشه تا آخر آوریل. تمام مدارک تقریبا آمادست.
نکات مثبتی که توی ایمیل شون بود . اول اینکه اسم افسر پروندم مشخص شده. بعد اینکه توی ایمیل گفتن که به محض دریافت مدارک مدیکال صادر میشه.
خیلی امیدوارم که همه چی درست بشه. برا همتون هم آرزوی موفقیت دارم

۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

کمک کنید

سلامی با آخرین جونای باقیمونده

قبلا گفتم که خودم خیلی مشغول کردم که کمتر فکر کنم. مشغله هام وحشتناک زیاده نمی تونین باور کنین . ساعت 10 شب می رسم خونه. البته صبح دوشنبه و پنج شنبه رو خالی کردم. اما کافی نیست. همش باید بدو بدو کنم. روزی 10 -12 ساعت کار. اونم تدریس که باید کنارش کلی مطالعه کنی. یه مدت واقعا به کانادا فکر نکردم. گفتم عید می ریم یه مسافرت حسابی. اما با گرون شدن ارز اونم به این وحشتناکی بی خیال مسافرت خارج شدیم... حالا این همه خستگی رو باید روی شونه هام تحمل کنم. از یه طرف هم دلار کاناداست که شده 2200 تومان. هیچی دیگه. هر چند که هیچ خبری از پرونده ما نیست. شنیدم که پرونده های سوریه رفت ورشو و ترکیه و دارن رسیدگی می شن. برای هموطنام که کارشون داره درست میشه خوشحالم. اما وضعیت ما خیلی مبهمه. حالا باید منتظر مدیکال باشیم. آخرین مکاتبه ای که باهاشون داشتم فوریه قبل بود که خیلی عصبانی دستور دادن که تند تند ایمیل نزنم. می خواستم بعد از یک سال یه ایمیل دیگه بفرستم اما دور بریا می گن بیشتر عصبانی می شن.... اه به جهنم بزار بترکن. آخه پس چیکار کنم؟؟؟
یکی راهنمایی کنه لطفا....

دوست عزیز که دنبال آینده سبز هستی منم آدرس دیگه ای ازش ندارم.

۱۳۹۰ آذر ۳۰, چهارشنبه

سرم شلوغه

سرم خیلی شلوغه. امتحانات پایان ترم بچه ها تو دانشگاه. طرح سوال. تصحیح اوراق. آموزشگاه. کلاس فرانسه. کلاسای خصوصی. واقعا هم کانادا رو فراموش کردم.
خواننده ای شاید دیگه ندارم. اما واسه دل خودم می نویسم. بزودی میام و یه شرح مفصل می نویسم. اما الان وقت ندارم.

۱۳۹۰ شهریور ۱, سه‌شنبه

پیامی به آقای بهمن کلباسی

بنا به پیشنهاد امیر جان (پانیذ) به آقای بهمن کلباسی از بی بی سی یه درخواست فرستادم که یه مصاحبه با وزیر مهاجرت داشته باشه. خواهش میکنم بقیه دوستان هم همین کار رو بکنن تا تعداد درخواستها زیاد بشه

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

به به سلام شوکا خانم ...

سلام
والله دیگه روم نمی شد بیام بنویسم... از بس طول کشید. اما دلایلش رو می گم . همونطور که در جریان هستید نمی دونم به چه دلیل من فیلتر شدم و واسه وارد شدن به وبلاگ خودم احتیاج به فیلتر شکن دارم. یه مدتی بود فیلتر شکنم رو تمدید نکردم و اعتبارش تموم شده بود . یه سری فیلتر شکنهای مجانی هم که روی لپ تاپم هست اصلا بدرد نمی خورد. و اینجوری شد که ما ننوشتیم....
اما به هر حال با همت زیادی که خرج کردم موفق شدم دوباره فیلتر شکنم رو تمدید کنم... و حالا براتون بگم چه خبر:
خبرای زیادی نیست. اوضاع در مورد کانادا به همون منوال سابق داره پیش میره و ما منتظریم. آخرین باری که سایت اداره مهاجرت رو چک کردم دیدم که ویزا آفیس لندن مدت رسیدگی رو به 20 ماه افزایش داده که به هر حال آخر آگوست ، یعنی کمتر از 10 روز دیگه میشه 20 ماه که ما آخرین مدارک رو فرستادیم.
در ادامه سعی در داشتن زندگی عادی و پیدا کردن کار صبح ، مدارکم رو بردم دانشگاه و برای تدریس درخواست دادم. فکر می کنم که به احتمال 70 در صد از مهر شروع کنم تدریس.
دیگه جونم براتون بگه آرینا خانم مغز بادوم 3 شهریور - 25 آگوست داره 2 ساله میشه. باورم نمی شه
دیگه اینکه دلم لک زده واسه یه سفر . شاید بریم تو شهریور...
همین